تبليغاتX
parvaz-eshgh
کاش قلبم درد پنهانی نداشت
عادت نکن به فراموشی،

به ساده گذشتن،

عادت نکن به نور

به دل بریدن،رفتن،رفتن.

عادت نکن به عشق

عادت نکن به من!!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 16:3  توسط مهرناز  | 

چه قدر بی رونقه خونه

که بی تو زرد می مونه

دیالوگ های بی رنگی

چه وحشتناکه دلتنگی

تو رفتی،باوررش سخته

همیشه آخرش سخته

گلوم با بغض درگیره

همیشه تلخ می میره

یکی دنیاشو کم داره

تو بغضش اشک می باره

تو رفتی باورش سخته

همیشه آخرش سخته

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 14:22  توسط مهرناز  | 

تو را می سپارم به دامان دریا

تو را می سپارم به رویای فردا

به دل می سپارم تو را تا نمیرم

اگر چشمه واژه از غم نخشکد

اگر روزگار این صدا را نگیرد

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 16:13  توسط مهرناز  | 

سلام ای غروب غریبانه دل

سلام ای طلوع سحرگاه رفتن

سلام ای غم لحظه های جدایی

خداحافظ ای شعر شبهای روشن

خداحافظ ای قصه های شبانه

خداحافظ ای ابی روشن عشق

خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای همنشین شبانه

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

تو تنها نمی مانی ای مانده من

ترا میسپارم به دلهای خسته

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 16:8  توسط مهرناز  | 

شاید آنروز  که سهراب نوشت

تا شقایق هست زندگی باید کرد

خبر از دل پر درد گل یاس نداشت

باید اینجور نوشت

هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس

زندگی اجبار است. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 15:45  توسط مهرناز  | 

سلام به همه دوستای گلم

امیدوارم حال همتون خوب باشه

امروز میخوام یکی از خاطرات دوران دبستان خودمو براتون تعریف کنم

وقتی من کلاس چهارم بودم مامانم معلمم بود

واسه همه بچه ها یه دفتر امتحانات ساخته بود که همه

امتحاناشونو توی اون میدادن

هر کی اون دفترو نمیاورد روز امتحان مامانم براش یه صفر می ذاشت

چشمتون روز بد نبینه یه روز که همه بچه ها دفتراشونو اورده بودن من

دفترمو جا گذاشته بودم

نمی دونین چی شد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 14:5  توسط مهرناز  | 

   سلام

   امیدوارم حال همتون خوب باشه

   میدونم خیلی وقت بود نبودم و شرمنده ی همتونم

   ولی دیگه میخوام سعی کنم فعال باشم"حالا الکی"

   ولییییییییییییییییی نه تمام سعی خودم رو میکنم.

   برای شروع میخوام یه شعر قشنگ رو تقدیم همه دوستای گلم کنم.

            هر کس بد ما به خلق گوید

           ما چهره ز غم نمی خراشیم

           ما نیکی او به خلق گوییم

          تا هر دو دروغ گفته باشیم!

   تو هم موافقی نه؟؟؟

                          "مهرناز"

 

                  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 19:14  توسط مهرناز  |